پیشرفت در حسابداری – بخش بیست و سوم

دسته: حسابداری
بدون دیدگاه
سه شنبه - ۲ آبان ۱۳۹۶
پیشرفت در حسابداری – بخش بیست و سوم

هر هنری که قرار است یاد بگیریم، با تمرین و سخت کوشی بسیار هنرمند می شویم.حسابداری هم از این قاعده مستثنی نیست.

 

پیشرفت در حسابداری – بخش بیست و سوم : وقتی به مسیر شغلی‌ام نگاه می‌کنم، حتی در زمانی که برای دیگران کار می‌کردم و حقوق زیادی هم دریافت نمی‌کردم، همیشه به زعم خودم، کارم را باکیفیت را انجام می‌دادم.

 

 

چند سال قبل، لازم بود که ۳۰۰ عدد سررسید را برای مشتریان شرکتی که در آن کار می‌کردم، ارسال کنم. می‌بایست آنها را در یک پاکت حباب‌دار قرار دهم و آدرسِ گیرنده‌ها را که هر ۲۰ عدد از آن در یک کاغذ A4 چاپ شده بود، برش دهم رو بر روی پاکت بچسبانم.

 

پاکت حباب‌دار، خودش چسب داشت اما حس کردم که چسبندگی لارم را ندارد و ممکن است در طی مسیر، چسبش باز شود و لذا علاوه بر چسب خود پاکت، چسب نواری هم بر روی آن زدم. و آدرس‌ها را با دقت زیادی برش می‌دادم که لبه‌های کاغذش صاف باشد.

 

 

شاید اگر این موارد را رعایت نمی‌کردم (و ملزم به رعایت کردنش هم نبودم) مشکلی در کوتاه مدت پیش نمی‌آمد. اما رعایت همین موارد کوچک بود که باعث شد آنهایی که یک زمانی برایشان کار می‌کردم، زمانی که قطع همکاری می‌کردیم، همیشه با من در تماس باشند و و از حال و روز و اوضاع کارم بپرسند و مرتب برایم پیشنهاد همکاری داشته باشند و همیشه لطف آنها شامل حال من شود.

در ادامه بخوانید:  پیشرفت در حسابداری - بخش هیجدهم

 

 

در آن زمان (و البته اکنون) به این فکر نمی‌کردم که این کار را برای چه کسی و چه شرکتی انجام می‌دهم و یا چه مبلغی بابتش دریافت می‌کنم. به این فکر می‌کردم که من دارم این کار را انجام می‌دهم و من همیشه خروجی کارِ من باید در حدی که توانم است، باکیفیت باشد.

 

شاید مشکلات مملکت با جابجا کردن خط تای یک نامه یا با جابجا کردن محل قرارگیری کد موجود در آن نامه، حل نشود، اما من کارِ باکیفیت‌تری انجام می‌دهم و مسیر شغلی من را، قطعا انجام کارهای کوچکی که کمی بیشتر از وظیفه‌ام هستند، به کلی تغییر می‌دهند و مسیر هموارتر و درخشان‌تری را برایم رقم می‌زند.

 

 

یقین دارم که اگر ۱۰۰ وظیفه‌ی شغلی و شرح وظایف برای من تعیین کرده‌اند، انجام آن ۱۰۰ کار، فقط باعث دریافت حقوقم و شاید اخراج نشدم شود. اما انجام آن کارها، باکیفیتِ خوب و همچنین حتی انجام یک کار بیشتر از آن ۱۰۰ کار، باعث رشد و پیشرفت من خواهد شد و به قطعا به چشم می‌آیم و سرآمد می‌شوم. و این به چشم آمدن و سرآمد شدن، نه فقط برای کارمندان، بلکه برای افراد دارای شغل آزاد نیز مفید خواهد بود. چه مخاطبم کارفرما باشد چه مدیرم باشد و چه مشتری‌های کسب‌وکار خودم باشند.

در ادامه بخوانید:  پیشرفت در حسابداری - بخش هفدهم

 

 

سرآمد شدن و به چشم آمدن، تنها با انجام کارهایی کمی بیشتر از وظیفه و کمی بیشتر از آن چیزی که از ما انتظار دارند، به دست می‌آید.

 

موفقیت، خلاق بودن و پشتکار داشتن ارتباطی به سن و سال ندارد.

 

ظرفیت و دید افراد نسبت به خود و اطرافشان سهم زیادی در برنده شدنشان دارد.

 

اصل ساده سازی هر کسب و کار، به توسعه آن کمک شایانی می کند.استفاده از نیروی کم تجربه ولی با انگیزه، موفق تر از استفاده از نیروی با تجربه ولی بی انگیزه است.

 

استعداد، هوش، موقعیت عوامل اصلی موفقیت نیستند. پشتکار عامل اصلی موفقیت است.

 

کوتاه بین ها اصل ماجرا را رها می کنند و درگیر حواشی می شوند.هر کسب وکاری به توسعه و بهینه سازی مستمر نیاز دارد.

 

ما نباید انقدر روی خودمان حساب ویژه باز کنیم، ما که سیستم سخت افزاری نیستیم که با نصب یک قطعه از همان لحظه نوع دیگری رفتار کنیم یا یک ویژگی به ما اضافه شود. ما آدمیم و آرام آرام یاد میگیریم و با تمرین بسیار یک ویژگی را به خودمان اضافه می کنیم.

در ادامه بخوانید:  پیشرفت در حسابداری - بخش ششم

 

ما «یکباره نمی توانیم و نمی شود که مدیر زمان خود باشیم».

 

هر فنّی که یاد میگیریم با تمرین در ما نهادینه می شود،

 

هر استعداد ذاتی که داریم، با تمرین بسیار در ما به مهارت می رسد

 

هر هنری که قرار است یاد بگیریم، با تمرین و سخت کوشی بسیار هنرمند می شویم.حسابداری هم از این قاعده مستثنی نیست.

 

پس چگونه است که در بحث مدیریت زمان انتظار معجزه داریم؟

درخت با آب و کود، میوه نمی‌دهد (زمان می‌خواهد).

 





برچسب ها: