حسابداری ذهنی

دسته: حسابداری
بدون دیدگاه
چهارشنبه - ۲۸ مهر ۱۳۹۵
حسابداری ذهنی

گرایش مردم به تفکیک پولها بر حسب ملاکهائی ذهنی مثل اینکه از کجا تحصیل شده و یا بناست در کجا خرج شود را «حسابداری ذهنی» می نامند.

 

این سوگیری برای اوّلین بار توسط پرفسور تالر استادِ اقتصادِ رفتاریِ دانشگاهِ شیکاگو(که در پستی جداگانه به معرفی مفصل ایشان خواهیم پرداخت) مطرح گردید.

 

تعریف:
گرایش مردم به تفکیک پولها بر حسب ملاکهائی ذهنی مثل اینکه از کجا تحصیل شده و یا بناست در کجا خرج شود را «حسابداری ذهنی» می نامند. مثلا پول بی زحمت را راحت خرج میکنند!

 

مطابق آنچه که در علم اقتصاد عقلانیت دانسته میشود باید برخوردِ با پول(یادارائی)، مستقل از اینکه از کجا تحصیل شده و یا در کجا خرج میشود باشد. امّا آزمایشهای تالر نشان داد که اینطور نیست.

 

مردم در بعضی جاها از سوراخ سوزن رد می‌شوند امّا در جاهائی دیگر از دروازه رد نمی‌شوند!

 

به عنوان مثال، ممکن است شما موقع خرید یک گوشی تلفن همراه جدید، چیزهای دیگری را هم مثل بعضی نرم‌افزارها و … را هم بخرید در حالیکه ممکن است بعد از یکماه از خرید گوشی هرگز حاضر به دادن پول برای چنین نرم‌افزار یا وسایل جانبی نباشید.

 

فروشنده‌ها بصورت تجربی این مسأله را خوب درک می‌کنند و لذا در موقع یک «خریدِ بزرگ» سعی میکنند چیزهای کوچک زیادی را هم به فروش برسانند(یا بقول خودشان به شما بیاندازند)؛ چیزهائی که خرید آنها عقلائی نیست!

در ادامه بخوانید:  نکات مهم حسابداری - بخش هفتم

 

این سوگیری ارتباط نزدیکی با سوگیری چارچوب بندی(Framing) دارد. به عبارتی میشود گفت در این سوگیری، اشخاص خودشان را در دام چارچوبهای خود-تعریف می اندازند.
برای این سوگیری، مثالهای بسیار جذاب در زندگی شخصی خودتان می‌توانید پیدا کنید.

 

در آینده مثالهای دیگری از افتادن در این دام روانی را خواهیم آورد.

 

 

سه مثال از حسابداری ذهنی:

1- شخصی یک دست کت و شلوار را به قیمت 500 هزار تومان در یک فروشگاه می‌پسندد، اما او به دلیل اینکه احساس می‌کند خرید نامعقول است از خرید آن منصرف می‌شود.

 

ماه بعد همین کت و شلوار را از همسرش به عنوان هدیه تولد دریافت می‌کند. او و همسرش حساب‌ بانکی مشترک دارند با این وجود شخص احساس رضایت کامل دارد!

 

۲-شخص دیگری ماهانه مبلغ 200000 تومان قسط دارد که باید به بانک بپردازد،از طرفی یک مقدار وام از اداره محل کارش گرفته که ماهانه به صورت قسطی 200000 تومان از حقوق وی کسر می کنند.

در ادامه بخوانید:  هزینه در حسابداری دولتی

 

در پایان ماه قسطی که توسط اداره از حقوق این شخص کسر می‌شود ،برایش بار روانی منفی ندارد و آن را ناچیز می داند، بیشتر درگیری ذهنی وی متوجه قسط بانک است!

 

 

۳-چند وقتی است همسرتان به شما گیرداده که ماشین ظرفشویی یا یخچال ساید بای ساید برای منزل بخرید، با اینکه پول کافی دارید به بهانه های مختلف از خرید آن طفره می روید.

 

بعد از دوماه یک پول بادآورده گیرتان می آید! همسرتان را سورپرایز می کنید، علاوه بر خرید یخچال ، ماشین ظرفشویی ، مقداری طلا و جواهر هم برایش می خرید و برای شام به رستوران دعوت می کنید!

 

 

تجویز رفتاری:
خودآگاهی تان را نسبت به این سوگیریهای رفتاری افزایش دهید. اگرچه حسابداری ذهنی در بعضی جاها مفید است و ضامن محافظت ما از بعضی خطرات می شود امّا گویا بیشتر برای دوران غارنشینی ما طراحی شده است.

 

به عبارتی امروزه کارکرد این حسابداری ذهنی بسیار کاهش پیدا کرده است.

در ادامه بخوانید:  پیشرفت در حسابداری - بخش پنجم

 

بنابراین سعی کنید که احساساتتان را(به هر روشی که میدانید) کنترل کنید و با پول بدون وابستگی به محل کسب یا بدون توجه به اینکه بناست در کجا و به چه صورت و یا چه زمانی خرج شود برخورد کنید!!

 

هر یک ریال که از جیب خارج میشود باید بیشترین رفاه را برای شما ایجاد کند.

 

بنابراین هنگام خرج کردن از خودتان بپرسید آیا جای دیگری وجود ندارد که اگر همین مقدار پول را در آنجا خرج کنم رفاه بیشتری کسب کنم؟

 

 


برچسب ها: