رفتارشناسی مالی

دسته: حسابداری
بدون دیدگاه
چهارشنبه - ۲۷ مهر ۱۳۹۵
رفتارشناسی مالی

تئوری انتظار با ارزیابی مالی و غیرپولی با ترجیحات افراد در این خصوص سرو کار دارد که مهمترین پایه و اساس رفتارشناسی مالی است.

تئوری انتظار نشان میدهد که افراد در هنگام انجام تصمیم گیریهای مالی از حسابداری ذهنی استفاده میکنند.

 

حسابداری ذهنی به این معنی است که افراد تمایل دارند تصمیم گیری دربارهء مسایل مختلف مالی را در حسابهای ذهنی جدا انجام دهند، بدون در نظر گرفتن این فرض منطقی که بهتر است تمامی این تصمیم گیریها را در یک پرتفوی تصمیم گیری کنند.

 

این عملا تعامل بین تصمیم گیریهای مختلف را نادیده میگیرد.

 

مفهوم کاربردی این موضوع آن است که افراد به عنوان مثال هنگام سرمایه گذاری به دنبال بهینه کردن پرتفوی سرمایه گذاری خود نیستند بلکه سهام را به صورت جداگانه و بدون در نظر گرفتن ارتباط آنها با یکدیگر خریداری میکنند.

 
تئوری انتظار با ارزیابی مالی و غیرپولی با ترجیحات افراد در این خصوص سرو کار دارد که مهمترین پایه و اساس رفتارشناسی مالی است.
پایهء دیگر این علم به چگونگی استفادهء افراد از اطلاعات و چگونگی شکل گیری باورها در بازارهای مالی مربوط است.

 

در ادامه برخی از مهمترین خطاهای متداول در بازار سرمایه را که تئوری رفتارشناسی مالی به منظور اثبات عدم عقلایی بودن رفتار سرمایه گذاران در بازارهای مالی عنوان میکند، ارایه میشود.

 

همانگونه که خواهیم دید همگی ما این رفتارها را به کرات تجربه کرده ایم:
۱- ناهنجاری شناخت
سرمایه گذاران تمایل دارند که به هر طریق ممکن تصویری از خود ارایه دهند که در آن ضعیف و آسیب پذیر به نظر نیایند، بنابراین سرمایه گذاران تمایل به صورت ناخودآگاه به بی اهمیت جلوه دادن اطلاعاتی دارند که بیانگر خطاهای آنان در تصمیمگیری و یا باورهای اشتباهشان بوده است.

در ادامه بخوانید:  هزینه در حسابداری دولتی

 

نتیجه آنکه افراد اطلاعات را به صورت تورشداری سانسور میکنند. فیلتر کردن اطلاعات هنگامی که سرمایه گذاران در میان جمعی با باورهای مشابه قرار دارند، تشدید میشود. این تئوری توجیه کنندهء بسیاری از بحرانها در بازار مالی جهان است.

 
۲- محافظه کاری
سرمایه گذاران به صورت بسیار کندی عقاید خود را با توجه به اطلاعات جدید تعدیل میکنند.

 

این امر موجب میشود در صورت بروز اطلاعات بسیار جدی در بازار، هرچه این اطلاعات به صورت جدیتری منافع سرمایه گذاران را تحت تاثیر قرار دهد،

سرمایه گذار با محافظه کاری بیشتری با آن برخورد میکند.
این امر به آن دلیل است که پذیرفتن اطلاعات جدید که مقاومت معنی داری با باور و طرز تلقی فعلی سرمایه گذاران دارد، برای هر فردی دشوارتر است.

 

 
۳- اعتماد به نفس بیشاز حد
اعتماد به نفس بیش از حد به این معنی است که سرمایه گذاران تواناییهای خود را در تجزیه و تحلیل اطلاعات و در تصمیمگیریها بیش از حد واقعی ارزیابی میکنند.
این اشتباه در میان مشارکت کنندگان در بازار بسته به نوع فعالیت متفاوت است. هرچه تحلیلگر راحتتر بتواند زیر حرفهای گذشتهء خود بزند،اعتماد به نفس بیشتری از خود بروز میدهد.

در ادامه بخوانید:  سیستم ادواری

 

این در حالی است که در مواقعی کارشناسان به دلایلی به راحتی نتوانند حرف خود را عوض کنند، در ابراز عقیدهء محافظه کارتر میشوند.

 

یکی از دلایلی که بسیاری از مشارکت کنندگان در بورس تهران خود را از هر کارشناسی در شرکتهای مشاوره ای بهتر میدانند این است که نسبت به پیشبینی های گذشته این افراد، مدرک مستندی وجود ندارد در حالی که گزارشات کارشناسی دیگران به صورت مکتوب و مستند در دسترس همه بوده و غیرقابل انکار است.

 
۴- خطای خودشیفتگی
مشارکت کنندگان در بازارهای مالی به صورت ناخودآگاه عادت دارند که اطلاعاتی که در جهت اثبات باورها و تصمیمات است را بزرگتر جلوه دهند و در مقابل اطلاعاتی را که علیه نقطه نظر آنهاست بی اهمیت و یا کم اهمیت جلوه دهند.

 

همچنین سرمایه گذاران تمایل دارند در حالی که دیگران را به دلیل اشتباهاتشان سرزنش میکنند خود را به دلیل موفقیتهایشان ستایش کنند.

 

این مهم یکی از اصلی ترین فروض تئوریهای پیشین را نقض میکند چرا که عملا چشم پوشی عدم تقارن در قضاوت دربارهء موفقیتها و شکستها عملا امکان یادگیری و تصحیح را از بازار سلب میکند.

 
۵- خطای ناشی از دسترسی به اطلاعات
در واقع سرمایه گذاران به صورت ناخودآگاه، اطلاعاتی را که متاخرتر است و در دسترس ذهن است بیشتر مورد توجه قرار میدهند.

در ادامه بخوانید:  حسابداری مدیریت

 

به عنوان مثال، راننده ای که هم اکنون یک صحنهء تصادف دیده است، به صورت ناخودآگاه احتیاط بیشتری در رانندگی خود میکند و این درحالی است که ریسک محیطی در رانندگی افزایش نیافته است.
از نقطه نظر تئوری بازار کارا، این امر به معنی یادگیری افراد است، اما با توجه به یافته های رفتارشناسی مالی، معمولا این اطلاعات جدید به سرعت رنگ میبازند و افراد به رفتار گذشتهء خود بازمیگردند. به عبارت ساده تر عملا یادگیری صورت نمیگیرد.

 
۶- قانون اعداد کوچک
بر اساس مطالعات انجام شده، سرمایه گذاران در بسیاری از موارد با استناد به تعداد محدودی از مشاهدات اقدام به نتیجه گیری کلی میکنند.

 

این خطا باعث میشود افراد دنیا را بیش از آنچه که واقعا هست، سازمان یافته ببینند.

 

از این خطا به عنوان خطای دب اکبر نیز یاد میکنند که گذشتگان با مشاهده در آسمان و تعدادی نقطهء نورانی به رسم یک خرس (دب اکبر) در ذهن خود مبادرت میکنند.

 





برچسب ها: