سرمایه در گردش

دسته: حسابداری
بدون دیدگاه
جمعه - ۲۵ تیر ۱۳۹۵
سرمایه در گردش

اهميت روزافزون مديريت سرمايه در گردش باعث شده است که اين موضوع به‌صورت يک رشته تخصصى مديريت مالى درآيد. در شرکت‌هاى بسيار بزرگ، تعدادى مدير اجرائى متخصص حضور دارند که تمام‌وقت و انرژى خود را منحصراً صرف اداره سرمايه در گردش شرکت مى‌کنند. دلايل اهميت اين موضوع به‌شرح زير است:

 

سرمایه در گردش یا Working Capital از جمله اصطلاحات بسیار رایج در حسابداری و مدیریت مالی است و می‌تواند نشاندهنده امکان نقدپذیری برای یک فرد یا یک کسب و کار باشد.

 

 

ابتدا لازم است مفهوم دارایی‌های جاری را بشناسیم. دارایی‌های جاری دارایی‌هایی هستند که به صورت معقول و منطقی (نه خوش‌بینانه و نه بدبینانه) در طی سال مالی جاری یا دوره مالی مورد نظر ما، قابل تبدیل به پول نقد باشند.

 

 

پس پول قطعاً جزو دارایی‌های جاری است. سرمایه گذاری‌های کوتاه مدتی که به سادگی قابل فروش و تبدیل به نقدینگی هستند هم جزو دارایی‌های جاری محسوب می‌شوند. موجودی انبار هم در صورتی که در افق زمانی کوتاه مدت قابل فروش و تبدیل به پول نقد باشد در گروه دارایی‌های جاری طبقه بندی می‌شود. حسابهای دریافتنی (مطالباتی که در کوتاه مدت بتوان آنها را به پول نقد تبدیل کرد و حتی ممکن است اسناد تجاری دقیق از آنها موجود نباشد) هم شکل دیگری از دارایی‌های جاری محسوب می‌شوند.

 

به دارایی‌های جاری، سرمایه در گردش هم گفته می‌شود.

 

 

اما به خاطر داشته باشید که یک شرکت علاوه بر دارایی‌های جاری، بدهی‌های جاری هم دارد. به همان شیوه فوق می‌توان بدهی‌های جاری را هم تعریف کرد. بدهی‌هایی که به صورت معقول و منطقی (نه خوش‌بینانه و نه بدبینانه) در طی سال مالی جاری یا دوره مالی مورد نظر ما، قابل تبدیل به پول نقد باشند.

 

به همین دلیل بهتر است به سرمایه در گردش خالص توجه داشته باشیم. یعنی: اختلاف بین دارایی‌های جاری و بدهی‌های جاری.

 

 

اگر بخواهیم به زبان ساده‌تر بگوییم، سرمایه در گردش خالص، میزان واقعی دارایی‌های نقد یا نزدیک به نقد یک سازمان است. چیزی که هزینه‌ها و نیازهای روزمره یک شرکت را تامین می‌کند.

 

آیا تا به حال با کسی مواجه شده‌اید که خانه گرانقیمتی داشته باشد اما به علت ورشکستگی یا هر مسئله دیگری از پرداخت بدیهی‌های روزمره خود ناتوان باشد؟ همیشه به خاطر داشته باشیم که حتی ممکن است با منفی بودن سرمایه در گردش، همچنان یک کسب و کار تا مدتی به کار خود ادامه دهد. اما چنین وضعیتی در بلندمدت پایدار نخواهد بود.

 

گاهی مدیران در گفتگوهای روزمره خود سرمایه در گردش و سرمایه در گردش خالص را به جای یکدیگر به کار می‌برند. بنابراین بهتر است در جلسه‌ها نسبت به مفهومی که واقعاً در ذهن طرف مقابل است حساس باشیم.

 

سرمایه در گردش معیاری است که هم برای نشان دادن میزان کارآمدی یک شرکت به کار می‌رود و هم نشان‌دهنده سلامت مالی آن در کوتاه مدّت است. سرمایه در گردش به شکل زیر محاسبه می‌شود:

 

بدهی های جاری – دارایی های جاری = سرمایه در گردش خالص

  جدیدترین تغییرات صورتهای مالی

 

 

نسبت سرمایه در گردش (دارایی های جاری تقسیم‌ بر بدهی های جاری) مشخص می‌کند که آیا شرکت، دارایی های جاری و نقد شونده کافی برای پوشش بدهی های کوتاه مدّتش دارد یا خیر. نسبت سرمایه در گردش کمتر از یک، نشان‌دهنده سآرمایه در گردش خالص منفی است و میزان بدهی های جاری شرکت بیشتر از داشته‌های آن است و سرمایه گذاری در این شرکت ممکن است پرخطر باشد.

 

از سوی دیگر نسبت سـرمایه در گردش بیش‌تر از دو به این معنی است که شرکت دارایی های جاری مازاد زیادی دارد که آن‌ها را در دارایی هایی با بازده بالاتر سرمایه گذاری نمی‌کند. غالباً باور عمومی بر این است که نسبت سرمایه در گردش مابین ۱٫۲ و ۲٫۰ برای شرکت ها مناسب است. همچنین در کتاب‌های مالی معمولاً از سرمایه در گردش با عنوان «سرمایه در گردش خالص» یاد می‌شود.

 

 

اگر بدهی های جاری یک شرکت از دارایی های آن فراتر رود ممکن است شرکت در پرداخت بدهی های کوتاه مدّت خود به مشکل برخورد کند. بدترین حالت ممکن ورشکستگی است. درصورتی‌که نسبت سرمایه در گردش شرکت ها در حال کاهش باشد، در طولانی مدّت می‌تواند زنگ خطری باشد که شما را به سمت بررسی عمیق‌تر وضعیت شرکت هدایت می‌کند. به‌طور مثال، ممکن است حجم فروش شرکت در حال کاهش باشد و درنتیجه، مطالبات شرکت رفته‌رفته کم و کمتر می‌شود.

 

 

سرمایه در گردش همچنین نشانه بهره وری عملیاتی شرکت نیز است. دارایی که به‌عنوان موجودی کالا در ترازنامه شرکت گزارش شده یا پولی که شرکت از مشتریان و خریدارانش طلبکار است، نمی‌تواند برای پرداخت تعهدات شرکت مورداستفاده قرار گیرد.

 

پس اگر شرکتی بهره وری خوبی نداشته باشد، این بهره وری پایین خود را به‌صورت افزایش در سـرمایه در گردش نشان خواهد داد. این موضوع را می‌توان با مقایسه سـرمایه در گردش شرکت از دوره‌ای به دوره دیگر مقایسه کرد. توجه داشته باشید که بهره وری پایین ممکن است به مشکلات اساسی در عملیات شرکت اشاره داشته باشد.

 

 

نکات مهمی که باید در مورد سرمایه در گردش به خاطر بسپارید:

اگر نسبت توضیح داده‌شده در بالا از یک کمتر باشد، سـرمایه در گردش منفی خواهد بود.

سرمایه در گردش زیاد (بیشتر از ۲) همیشه خوب نیست، بلکه ممکن است به این نکته اشاره داشته باشد که موجودی کالا بیش‌ازحدی نگه داشته شده یا شرکت پول نقد مازاد خود را سرمایه گذاری نکرده است.

 

 

اهمیت مدیریت سرمایه در گردش

 

اهمیت روزافزون مدیریت سرمایه در گردش باعث شده است که این موضوع به‌صورت یک رشته تخصصى مدیریت مالى درآید. در شرکت‌هاى بسیار بزرگ، تعدادى مدیر اجرائى متخصص حضور دارند که تمام‌وقت و انرژى خود را منحصراً صرف اداره سرمایه در گردش شرکت مى‌کنند. دلایل اهمیت این موضوع به‌شرح زیر است:

  مفاصا حساب بیمه

 

۱. سطوح واقعى و مطلوب دارائى‌هاى جارى (با توجه به تغییراتى که در فروش واقعى و پیش‌بینى‌شده رخ مى‌دهد) دستخوش تغییرات دائمى است. این وضع باعث مى‌شود که درباره سطح مطلوب یا موردنظر از دارائى‌هاى جاری، به‌صورت مستمر (روزانه) تصمیماتى گرفته شود.

 

 

۲. شاید با توجه به تغییراتى که در میزان دارائى‌هاى جارى رخ داده است، مدیران مجبور شوند در تصمیماتى که قبلاً براى تأمین مالى گرفته‌اند تجدیدنظر کنند؛ مثلاً اگر براى تأمین مالى دارائى‌هاى جارى از مبالغ سنگینى وام کوتاه‌مدت استفاده شده است، گرفتن وام‌هاى اضافى و تمدید وام‌هائى که به سررسید مى‌رسند مستلزم صرف وقت و انرژى بیشتر مدیریت شرکت خواهد بود.

 

۳. میزان منابع و مصارف وجوهى که به سرمایه در گردش تخصیص داده مى‌شود باید مشخص شود. دارائى‌هاى جارى حدود ۷۵ درصد کل دارائى‌هاى شرکت و بدهى‌هاى جارى حدود ۶۰ درصد ساختار سرمایه هستند. این بدان معنا است که به‌عنوان مثال اگر کل دارائى‌هاى یک شرکت ۵۰۰ میلیارد ریال باشد، مبلغ ۳۷۵ میلیارد ریال آن ممکن است به‌صورت دارائى‌هاى جارى باشد و بدهى‌هاى جارى هم حدود ۳۰۰ میلیارد ریال خواهد شد.

 

۴. اگر مدیریت سرمایه در گردش صحیح نباشند، احتمال دارد فروش و سود شرکت کاهش یابد و چه‌بسا شرکت در پرداخت به موقع دیون و تعهدات خود ناتوان بماند.

ماهیت سرمایه در گردش

سرمایه در گردش یک شرکت مجموعه مبالغى است که در دارائى‌هاى جارى سرمایه‌گذارى مى‌شود. اگر بدهى‌هاى جارى از دارائى‌هاى جارى یک شرکت کسر گردد سرمایه در گردش خالص به‌دست مى‌آید. مدیریت سرمایه در گردش عبارت است از تعیین حجم و ترکیب منابع و مصارف سرمایه در گردش به‌نحوى که ثروت سهامداران افزایش یابد.

 

منابع و مصارف سرمایه در گردش

دارائى‌هاى جارى یک شرکت از اقلام زیر تشکیل مى‌گردد: صندوق و بانک، اوراق بهاءدار قابل‌فروش، حساب‌هاى دریافتنی، موجودى کالا و سایر دارائى‌هاى جاری.

 

بسیارى از دارائى‌هاى جارى از محل بدهى‌هاى جارى (مثل حساب‌هاى پرداختنی، اسناد پرداختنى و وام‌هاى کوتاه‌مدت) تأمین مالى مى‌شوند. در عین حال، برخى از شرکت‌ها بخشى از دارائى‌هاى جارى خود را از محل وام‌هاى بلندمدت یا از محل حقوق صاحبان سهام تأمین مى‌کنند.

 

 

مدیریت سرمایه در گردش در مرحله عمل

در این بخش، از داده‌ها و محتویات ترازنامه‌ها، صورتحساب سود و زیان و نسبت‌هاى مالى استفاده مى‌کنیم تا سیاست‌هاى کنونى شرکت‌ها را در مورد سرمایه در گردش، نشان دهیم.

 

همچنین با به‌دست آوردن میزان افزایش فروش، روند تغییراتى را که در ترکیب و ساختار سرمایه و دارائى‌هاى شرکت رخ مى‌دهد را نشان مى‌دهیم. با استفاده از نسبت‌هاى مالى چندین شرکت از ویژگى‌هاى ریسک و بازده سیاست‌هائى که شرکت‌ها در مرحله عمل در خصوص سرمایه در گردش اجراء مى‌کنند، آگاه مى‌شویم.

  بهترین راه حل برای بررسی نقدینگی

 

 

فروش و سرمایه در گردش

فروش واقعى و پیش‌بینى‌شدهٔ شرکت بر مقدار سرمایه در گردشى که شرکت به مصرف مى‌رساند (و مجبور است آن را تأمین کند) اثر بسیار شدیدى دارد.

 

فروش شرکت بر حجم دارائى‌هاى جارى و بدهى‌هاى جارى اثر مستقیم دارد و باعث مى‌شود که این اقلام خودبه‌خود افزایش یابند؛ براى مثال، خریدها به‌صورت موجودى کالا و حساب‌هاى پرداختنى درمى‌آیند، فروش باعث ایجاد وجه نقد و حساب‌هاى دریافتنى مى‌گردد و تقاضاى فصلى یا غیرمنتظره، گهگاه باعث مى‌شوند که شرکت از وام‌هاى کوتاه‌مدت استفاده کند.

 

 

حدود تغییراتى که (بر اثر فروش) در حساب‌هاى جارى شرکت خودبه‌خود رخ مى‌دهد در صنایع مختلف متفاوت است. براى محاسبهٔ آن در صنایع مختلف باید نسبت سرمایه در گردش خالص به فروش را محاسبه کرد.

 

معمولاً این نسبت رقمى کمتر از ۳۰/۰ است. مقدار ۳۰/۰ یعنى براى یک ریال فروش ۳۰/۰ ریال سرمایه در گردش موردنیاز است. این نسبت در بسیارى از شرکت‌ها به بیش از ۲۵/۰ مى‌رسد؛ از آن جمله است: صنایع نساجی، تولید لباس، ماشین‌آلات، قطعات کامپیوتر و صنایع الکترونیک برعکس، در صنایع حمل‌ونقل زمینی، هوائی، تلفن و موادغذائی، این نسبت به ۱۰/۰ یا کمتر مى‌رسد.

 

 

شرکت‌هائى که بتوانند فروش مستمر داشته باشند، دارائى‌ها و بدهى‌هاى جارى آنها به‌صورت جزء لاینفک ترازنامه آنها درخواهد آمد.

 

فرض بر این است که فروش مرتب افزایش مى‌یابد و بخشى از کل فروش به‌صورت فصلى صورت مى‌گیرد. دارائى‌هاى جارى دائمى شرکت شامل اقلامى از دارائى جارى است که براى رسیدن به حجم فروش مورد انتظار لازم است. نوسانات دارائى‌هاى جارى در آن بخش از کل فروش به‌وجود مى‌آید که به‌صورت فصلى انجام مى‌شود.

 

 

بدهى‌هاى جارى دائمى شامل اقلامى از بدهى جارى مى‌شود که خودبه‌خود براى رسیدن به حجم مورد انتظار فروش لازم است. بدهى‌هاى جارى متغیر نتیجه فروش فصلى است. شرکت‌ها مى‌توانند بخشى از بدهى‌هاى دائمى شرکت را از محل وام‌هاى بلندمدت یا از محل حقوق صاحبان سهام تأمین کنند.

 

 

مقدار نسبت جارى یک شرکت یا سرمایه در گردش رابطه مستقیم دارد. مخصوصاً:

 
۱. اگر دارائى‌هاى جارى از بدهى‌هاى جارى بیشتر شود، سرمایه در گردش خالص مثبت خواهد شد و نسبت جارى بزرگ‌تر از عدد یک مى‌شود.
۲. اگر دارائى‌هاى جارى یا بدهى‌هاى جارى مساوى شود سرمایه در گردش خالص صفر، و نسبت جارى برابر با یک خواهد شد.
۳. اگر دارائى‌هاى جارى از بدهى‌هاى جارى کمتر شود، سرمایه در گردش خالص منفى و نسبت جارى از عدد یک کمتر مى‌شود.

 

 


برچسب ها:
دیدگاه ها
صرف نظر از پاسخگویی